طرحواره ذهنی و اهمیت تجارب تاریخی در شکل گیری آن
در پست مربوط به تفكرات قالبي نسبت به اسلام و مسلمانان، به مفهوم افكار قالبي[1] پرداختم. در اين پست مي خواهم درباره طرحواره ذهني[2] كه كلي تر از افكار قالبي است، بنويسم و با اشاره به اهميت حافظه تاريخي در شكل گيري طرحواره، به عنوان نمونه به اين مطلب بپردازم كه روابط تاريخي قوم كرد و فارس در ايران چگونه در شكل دهي به طرحواره ذهني اين قوم نسبت به فارس ها نقش داشته است.
ابتدا تعريف طرحواره:
- طرحواره ها مجموعه هاي تعميم يافته ي دانش حاصل از تجارب گذشته هستند كه رفتار ما را در موقعيت هاي عادي شكل مي دهند. (نيشيدا 1999)
همانطور كه از اين تعريف بر مي آيد، تجارب تاريخي فرد يا قوم در شكل دادن به طرحواره ذهني آنها بسيار اهميت دارد. بدين ترتيب ابتدا با نگاهي به تاريخ رويارويي دو قوم كرد و فارس در ايران، تجربه كردها از فارس ها را بررسي مي كنيم:
دوره بندي تاريخي روابط قوم كرد و قوم فارس
الف) پيش از ورود اسلام به ايران
از آنجا كه مناطق كردنشين در حد فاصل دو امپراتوري بزرگ ايران زمين و روم شرقي قرار داشت، مي توان حدس زد از ميان كردها افراد مسلحي براي امپراوري روم و پادشاهان ساساني جهت شركت در جنگ ها تجهيز شده بودند. (نيكيتين1366: 384) بنابراين پيش از ورود اسلام به ايران ، كردها گاه با ايران و گاه با رقيب او همكاري مي كردند.
ب) از ورود اسلام به ايران تا جنگ چالدران
پس از ورود اعراب به ايران، تقريبا تمام مناطق ايران زمين در قلمرو نفوذ كردها قرار گرفت. وضع مردم كرد در اين دوره مانند وضع مردم ايران (فارس ها) در دوره حكومت خلفاي اسلامي بود. (رشيد ياسمي1363: 175)
ج) جنگ چالدران
در جنگ چالدران كه ستيز ميان دو امپراتوري عثماني و صفويه در شمال غرب ايران به شكست شاه اسماعيل صفوي منجر شد، بخش عظيمي از مناطق كردنشين (حدود دوسوم) تحت نفوذ تركان عثماني قرار گرفت. در اين جنگ، روساي 25 قبيله كرد به عثمانيان پيوستند. (نيكيتين1366: 153)
د) پس از جنگ چالدران تا جنگ جهاني اول
مدتي پس از پيروزي در جنگ، دولت عثماني حمايت خود را از كردها قطع نمود. بنابر اين كردها در اين دوره در برابر دو دولت عثماني و صفوي، از لحاظ تامين نيروي نظامي و پرداخت ماليات، سخت استنكاف مي كردند. در همين دوره، در ايران شورش هايي از سوي كردها در آذربايجان رخ داد كه بيشتر ناشي از فشار بار ماليات بر عشاير بود. (همان: 397) در نتيجه در اين دوران كردها كه حمايت دولت عثماني را از دست داده بودند، در شرايط سياسي متشنج ايران نيز نتوانستند جايگاه مورد نظر خود را بيابند و همچنان درگيري آنها با فارس ها ادامه داشت.
ه) پس از جنگ جهاني اول
يكي از پيامدهاي جنگ جهاني اول (1914- 1919) سقوط امپراتوري عثماني بود. اين فروپاشي يكي از عوامل مهم رشد ناسيوناليسمي شد كه از يك قرن پيش در اروپاي غربي ريشه دوانده بود. در ابتداي اين قرن، شورش هاي كردي زيادي در مناطق كردنشين اتفاق افتاد. (نيكيتين1366: 408)
و) پس از جنگ جهاني دوم
ناسيوناليسم كردي ايران و خواست خودمختاري كردها به شكل مدرن آن بطور عمده به سالهاي 1320 تا 1324 باز مي گردد. در اين دوره جنگ جهاني دوم فرصت مناسبي را براي ناسيوناليسم كردي فراهم كرد. اين جريان در سال 1324 به مدت يك سال جمهوري خودمختار كردي در شهر مهاباد تاسيس كرد. اما با خروج نيروهاي شوروي از خاك ايران، ارتش ايران در زمستان سال 1324 بدون درگيري وارد مهاباد شد و پس از سه روز سران دولت مستقل كردي را دستگير و يك سال بعد اعدام نمود.(جلائي پور1385: 68- 72) بدين ترتيب با سرنگوني تنها دولت مستقل كردي در ايران، توسط فارس ها، خشم و كينه قوم كرد نسبت به قوم فارس بيشتر و روابط اين دو قوم تيره تر گرديد.
نتیجه گیری
دو قوم كرد و فارس در ابتدا روابط خصمانه اي نداشتند تا اينكه با قدرت گرفتن صفويه در ايران، شرايط زندگي كردها در ايران دشوار شد. با حمايت كردها از امپراتوري عثماني كه هم مذهب آنها محسوب مي شد، در جنگ چالدران، اختلاف كردها و فارس هاي ايران به مسئله اي سياسي و استراتژيك تبديل شد. پس از فروپاشي دولت عثماني در جنگ جهاني اول وضع كردها از قبل هم بدتر شد و تلاش براي تشكيل دولت مستقل كردي شدت گرفت. در اين امر نمي توان از فعاليت هاي دو دولت هاي انگليس و روسيه چشم پوشي كرد. اوج فعاليت هاي ناسيوناليستي در ايران مربوط به سالهاي 1320 تا 1324 است كه منجر به تشكيل يك دولت مستقل كردي در آذربايجان ايران شد كه پس از اتمام جنگ جهاني دوم منحل گرديد.
بدين ترتيب مي توان از ميان تلاش هاي بسيار كردها در راه تشكيل دولت مستقل كردي و سركوبي آنها توسط دولت هاي فارس در ايران به علت منفي بودن طرحواره اين قوم نسبت به فارس ها پي برد. آنچنانكه در پژوهش منتشر نشده اي كه از سوي مهرابي، رضانيا، مرادي و نزاكتي كه با نام «ارتباطات بين فرهنگي قوم كرد و فارس» در سال 1386 صورت گرفت، اغلب كردها، فارس ها را با صفاتي از قبيل غيرقابل اعتماد، ضد كرد، مغرور، خود برتربين و جاه طلب توصيف نمودند. همين پژوهش تصريح مي كند كه گروههاي كردي كه در تهران بطور موقت ساكن هستند،به علت احساس در اقليت بودن، داشتن مذهب و زباني متفاوت، خود را گروه خاموش مي دانند.
منابع:
- جلائي پور، حميدرضا (1385) فراز و فرود جنبش كردي1357- 67 ، تهران: لوح فكر
- رشيد ياسمي، غلامرضا (1363) كرد و پيوستگي نژادي و تاريخي او، تهران: اميركبير، چاپ اول
- نيكيتين، واسيلي (1366) كردستان، ترجمه محمد قاضي، تهران : نيلوفر، چاپ اول
- همدي، و. (1378) كردستان و كرد در اسناد محرمانه بريتانيا، ترجمه بهزاد خوشحالي، همدان: نور علم، چاپ اول
- Arfa, Hassan (1960) the Kurds,
- Nishida, H. (1999) A Cognitive Approach to Intercultural Communication Based in Schema Theory, Elsevier Science Vol 23,No 5,Pp 753- 777


