تبليغاتX
ارتباطات بین فرهنگی

ارتباطات بین فرهنگی

شرح رویدادهای علمی، هنری و اجتماعی در حوزه ارتباطات میان فرهنگی

در پست مربوط به تفكرات قالبي نسبت به اسلام و مسلمانان‏، به مفهوم افكار قالبي[1] پرداختم. در اين پست مي خواهم درباره طرحواره ذهني[2] كه كلي تر از افكار قالبي است، بنويسم و با اشاره به اهميت حافظه تاريخي در شكل گيري طرحواره، به عنوان نمونه به اين مطلب بپردازم كه روابط تاريخي قوم كرد و فارس در ايران چگونه در شكل دهي به طرحواره ذهني اين قوم نسبت به فارس ها نقش داشته است.

ابتدا تعريف طرحواره:

-    طرحواره ها مجموعه هاي تعميم يافته ي دانش حاصل از تجارب گذشته هستند كه رفتار ما را در موقعيت هاي عادي شكل مي دهند. (نيشيدا 1999)

همانطور كه از اين تعريف بر مي آيد، تجارب تاريخي  فرد يا قوم در شكل دادن به طرحواره ذهني آنها بسيار اهميت دارد. بدين ترتيب ابتدا با نگاهي به تاريخ رويارويي دو قوم كرد و فارس در ايران، تجربه كردها از فارس ها را بررسي مي كنيم:

  دوره بندي تاريخي روابط قوم كرد و قوم فارس

الف) پيش از ورود اسلام به ايران

از آنجا كه مناطق كردنشين در حد فاصل دو امپراتوري بزرگ ايران زمين و روم شرقي قرار داشت، مي توان حدس زد از ميان كردها افراد مسلحي براي امپراوري روم و پادشاهان ساساني جهت شركت در جنگ ها تجهيز شده بودند. (نيكيتين1366: 384) بنابراين پيش از ورود اسلام به ايران ، كردها گاه با ايران و گاه با رقيب او همكاري مي كردند.

ب) از ورود اسلام به ايران تا جنگ چالدران

پس از ورود اعراب به ايران، تقريبا تمام مناطق ايران زمين در قلمرو نفوذ كردها قرار گرفت. وضع مردم كرد در اين دوره مانند وضع مردم ايران (فارس ها) در دوره حكومت خلفاي اسلامي بود. (رشيد ياسمي1363: 175)

ج) جنگ چالدران

در جنگ چالدران كه ستيز ميان دو امپراتوري عثماني و صفويه در شمال غرب ايران به شكست شاه اسماعيل صفوي منجر شد، بخش عظيمي از مناطق كردنشين (حدود دوسوم) تحت نفوذ تركان عثماني قرار گرفت. در اين جنگ، روساي 25 قبيله كرد به عثمانيان پيوستند. (نيكيتين1366: 153)

د) پس از جنگ چالدران تا جنگ جهاني اول

مدتي پس از پيروزي در جنگ، دولت عثماني حمايت خود را از كردها قطع نمود. بنابر اين كردها در اين دوره در برابر دو دولت عثماني و صفوي، از لحاظ تامين نيروي نظامي و پرداخت ماليات، سخت استنكاف مي كردند. در همين دوره، در ايران شورش هايي از سوي كردها در آذربايجان رخ داد كه بيشتر ناشي از فشار بار ماليات بر عشاير بود. (همان: 397) در نتيجه در اين دوران كردها كه حمايت دولت عثماني را از دست داده بودند، در شرايط سياسي متشنج ايران نيز نتوانستند جايگاه مورد نظر خود را بيابند و همچنان درگيري آنها با فارس ها ادامه داشت.

ه) پس از جنگ جهاني اول

يكي از پيامدهاي جنگ جهاني اول (1914- 1919) سقوط امپراتوري عثماني بود. اين فروپاشي يكي از عوامل مهم رشد ناسيوناليسمي شد كه از يك قرن پيش در اروپاي غربي ريشه دوانده بود. در ابتداي اين قرن، شورش هاي كردي زيادي در مناطق كردنشين اتفاق افتاد. (نيكيتين1366: 408)

و) پس از جنگ جهاني دوم

ناسيوناليسم كردي ايران و خواست خودمختاري كردها به شكل مدرن آن بطور عمده به سالهاي 1320 تا 1324 باز مي گردد. در اين دوره جنگ جهاني دوم فرصت مناسبي را براي ناسيوناليسم كردي فراهم كرد. اين جريان در سال 1324 به مدت يك سال جمهوري خودمختار كردي در شهر مهاباد تاسيس كرد. اما با خروج نيروهاي شوروي از خاك ايران، ارتش ايران در زمستان سال 1324 بدون درگيري وارد مهاباد شد و پس از سه روز سران دولت مستقل كردي را دستگير و يك سال بعد اعدام نمود.(جلائي پور1385: 68- 72) بدين ترتيب با سرنگوني تنها دولت مستقل كردي در ايران، توسط فارس ها، خشم و كينه قوم كرد نسبت به قوم فارس بيشتر و روابط اين دو قوم تيره تر گرديد.

نتیجه گیری

 دو قوم كرد و فارس در ابتدا روابط خصمانه اي نداشتند تا اينكه با قدرت گرفتن صفويه در ايران، شرايط زندگي كردها در ايران دشوار شد. با حمايت كردها از امپراتوري عثماني كه هم مذهب آنها محسوب مي شد، در جنگ چالدران، اختلاف كردها و فارس هاي ايران به مسئله اي سياسي و استراتژيك تبديل شد. پس از فروپاشي دولت عثماني در جنگ جهاني اول وضع كردها از قبل هم بدتر شد و تلاش براي تشكيل دولت مستقل كردي شدت گرفت. در اين امر نمي توان از فعاليت هاي دو دولت هاي انگليس و روسيه چشم پوشي كرد. اوج فعاليت هاي ناسيوناليستي در ايران مربوط به سالهاي 1320 تا 1324 است كه منجر به تشكيل يك دولت مستقل كردي در آذربايجان ايران شد كه پس از اتمام جنگ جهاني دوم منحل گرديد.

بدين ترتيب مي توان از ميان تلاش هاي بسيار كردها در راه تشكيل دولت مستقل كردي و سركوبي آنها توسط دولت هاي فارس در ايران به علت منفي بودن طرحواره اين قوم نسبت به فارس ها پي برد. آنچنانكه در پژوهش منتشر نشده اي كه از سوي مهرابي، رضانيا، مرادي و نزاكتي كه با نام «ارتباطات بين فرهنگي قوم كرد و فارس» در سال 1386 صورت گرفت، اغلب كردها، فارس ها را با صفاتي از قبيل غيرقابل اعتماد، ضد كرد، مغرور، خود برتربين و جاه طلب توصيف نمودند. همين پژوهش تصريح مي كند كه گروههاي كردي كه در تهران بطور موقت ساكن هستند،به علت احساس در اقليت بودن، داشتن مذهب و زباني متفاوت، خود را گروه خاموش مي دانند.   

منابع:

-          جلائي پور، حميدرضا (1385) فراز و فرود جنبش كردي1357- 67 ، تهران: لوح فكر

-          رشيد ياسمي، غلامرضا (1363) كرد و پيوستگي نژادي و تاريخي او، تهران: اميركبير، چاپ اول

-          نيكيتين، واسيلي (1366) كردستان، ترجمه محمد قاضي، تهران : نيلوفر، چاپ اول

-          همدي، و. (1378) كردستان و كرد در اسناد محرمانه بريتانيا، ترجمه بهزاد خوشحالي، همدان: نور علم، چاپ اول

-          Arfa, Hassan (1960) the Kurds, London Oxford University Press, USA

-          Nishida, H. (1999) A Cognitive Approach to Intercultural Communication Based in Schema Theory, Elsevier Science Vol 23,No 5,Pp 753- 777



[1] Stereotype

[2] Schema

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 14:16  توسط فرزانه نزاکتی  | 

بخش کتب خارجی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران اگرچه با هدف خرید آسان و ارزان کتابهای مورد نیاز مخاطبان داخلی برگزار می شود، می تواند کانالی برای برقراری ارتباط بین فرهنگ های مختلف نیز باشد.

 

بیستمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

بیستمین نمایشگاه بین‏المللی کتاب تهران از دوازدهم اردیبهشت ماه سال 1386 در محل مصلای بزرگ امام خمینی (ره) آغاز به کار نمود. این نمایشگاه که تا روز شنبه 22 اردیبهشت ماه نیز ادامه داشت، به مدت 11 روز برگزار شد. بجز حذف نمایشگاه مطبوعات، جابجایی و تغییر محل برگزاری، امسال بارزترین ویژگی نمایشگاه بود.

ارتباط بین فرهنگی در بخش خارجی نمایشگاه کتاب از چند طریق می تواند صورت گیرد:

-     خرید و فروش کتاب و سهیم شدن در معنای پیامی که کتاب حامل آن است. در این زمینه نه تنها در محتوای کتابها، بلکه در نحوه عرضه، کیفیت چاپ و جلد و قیمت آن نیز پیامهایی درباره زمینه فرهنگی که کتاب از آن برخواسته است، نهفته است.

-     از طریق ارتباط افرادی که متعلق به فرهنگ های مختلف هستند. فروشنده و خریدار، هر کدام بر آمده از فرهنگ یک منطقه و حامل پیام آن هستند. از سوی دیگر، میهمانان ایران، قاصد و خبر رسان وجوه فرهنگی کشور میزبانشان خواهند بود.

اگرچه مصاحبه اینجانب با ناشران نشان می دهد که موقعیت محل جدید نمایشگاه کتاب یعنی مصلای امام خمینی از نظر سهولت در رفت و آمد شهری مناسب تر از محل سابق آن بود و به گفته آنان، استقبال عمومی از نمایشگاه را افزایش داده بود، مشکلات جدیدی را نیز ایجاد کرده بود.  مشکلات جدید از یک سو به خود محل (نیمه کاره بودن، کمبود تجهیزات رفاهی و...) و از سوی دیگر به مدیریت جدید نمایشگاه (نبود نظم در چیدمان غرفه‏ها، ضعف اطلاع‏رسانی و...) باز می‏گشت.

این تغییر محل امسال بیش از همه به ضرر ناشران خارجی تمام شد. کتب خارجی در نمایشگاه امسال، در شش محل جداگانه قرار گرفته بودند. سالن خلیج فارس (شماره 11) که طبقه بالایی شبستان را تشکیل می‏داد و از لحاظ مکانی کیفیت مناسب تری به نسبت سایر سالن‏ها داشت، به نمایش کتاب‏های لاتین و عربی اختصاص یافته بود. در این محل کتب عرضه شده به صورت ارزی به فروش می‏رسیدند. فروش ریالی کتب خارجی در سالن 24 یعنی بخشی از زیرزمین رواق شرقی صورت می‏گرفت. این بخش از عرضه کتب خارجی که اتفاقاً به نسبت سایر بخش ها بازدید کننده و خریدار بیشتری داشت، از شرایط بسیار نامساعد و نامطلوبی به لحاظ تجهیزات و امکانات محل برخوردار بود. نیمه ساز بودن رواق، آب گرفتگی کف، چکه نمودن سقف، خیس شدن کتاب ها و ایجاد سقف های نایلونی برای غرفه ها، نور نامناسب و عدم تهویه مطبوع چند نمونه از جمله مشکلات این سالن بود. با یک بار قدم زدن در آن مکان و نگریستن به چهره های خسته و ناامید ناشران خارجی، می شد براحتی فهمید که از حضور یافتن در نمایشگاه کتاب تهران پشیمان شده اند. حتی در روزهای میانی نمایشگاه چندین ناشر غرفه های  خود را تخلیه کرده و زودتر از موعد به کشور خود بازگشتند.

علی رقم ادعای ایرانیان درباره میهمان نوازی، به عنوان یکی از بارزترین ویژگی های فرهنگی شان، پیام نمایشگاه کتاب به ناشران خارجی چیز دیگری بود. به نظر می رسد مهمترین سوغاتی که ناشران خارجی از نمایشگاه امسال خواهند برد، شکایت از رسم غریب کشی ایرانیان باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 13:39  توسط فرزانه نزاکتی  | 

 

مقدمه:

اگرچه در آبان ماه سال گذشته شركت‌كنندگان در همايش "اسلام هراسي و جنگ با تروريسم" در لندن هشدار دادند كه نزديك به دو ميليون مسلمان اين كشور در معرض توفاني از حملات رسمي و غيررسمي، حقوقي، سياسي و جسمي متاثر از هيجانات ناشي از اسلام ‌هراسي قرار دارند(ايرنا 27 آبان 1385)، خبرگزاري جمهوري اسلامي در ديماه همان سال به نقل از روزنامه "ديلي ميرور" چاپ لندن، خبر داد: دولت انگليس قصد دارد با اجراي طرحي چند ميليون دلاري شوراهاي محلي اين كشور را به جاسوسي درباره مسلمانان وادارد. در همان گزارش،"روث كلي" وزير امور اقليتهاي اين كشور گفته بود: طرح جديد اين امكان را مي‌دهد كه قابليت شوراهاي محلي را براي مقابله با تندروي و خشونت افزايش دهيم.(ايرنا 16 ديماه 1385)

اجرای طرح جدید دولت انگلیس درحالي صورت می گیرد كه بنا به گزارش مركز نظارت بر نژاد پرستي و ضديت با خارجيان اروپا كه در آذرماه سال گذشته منتشر شد،آمده است كه انزواي مسلمانان در اروپا مي‌تواند براساس تصورات "اسلام هراسي" و "پيش داوري‌هاي نژادپرستانه و ضديت با خارجيان" معنا يابد چرا كه اين عناصر اغلب اوقات با يكديگر مرتبط هستند.(ايرنا 28 آذر 85)

در اين ميان، نقش رسانه هاي غربي در ساخت و ارائه اين تصورات، قابل توجه است. تصويري كه رسانه هاي آمريكايي از اسلام و مسلمانان ارائه مي كنند‏‏، در دل مردم هراسي غيرواقعي ايجاد مي كند. به همراه آوردن كلمه اسلام و مسلمانان در كنار ترور، ضد حقوق بشر بودن، تهديد، خشونت، ضد زن بودن و يا عقب افتادگي و بربريسم، نمونه هايی از تفسير وحشت آفرين از اسلام و مسلمانان است كه دائما در تيراژ خبري و فيلم هاي مستند و داستاني رسانه هاي غرب ديده مي شود.(عاملي، منبع اينترنتي) ادوارد سعيد نيز با اشاره به بازنمايي جهت دار مسلمانان در اخبار رسانه هاي غربي‏، مي نويسد: در بسياري از موارد نه تنها اسلام با بي دقتي آشكار ترسيم شده است بلكه تبيين هاي قوم گرايانه بي دروپيكر، نفرتهاي فرهنگي و حتي نژادي و دشمني هاي ژرف و در همان حال متناقض و دلخواه، نيز در اين اطلاع رساني ها مشاهده مي شود.(سعيد1379: 51)

اين احساس وحشت، رابطه غربيان و مسلمانان را تحت تاثير قرار مي دهد. چنانكه در جمع بندي گزارش مذكور، مركز نظارت بر نژاد پرستي و ضديت با خارجيان اروپا كه به بررسي وضعيت مسلمانان در ۲۵ كشور عضو اتحاديه اروپا پرداخته است، اعلام نموده است كه بسياري از مسلمانان اروپا بدون در نظر گرفتن خاستگاه اقليتي و يا نظر شخصيشان نسبت به مذهب، با انزوا در زمينه‌هاي اشتغال، آموزش و وضعيت زندگي روبرو هستند. اسكينر و وربنر نیز در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيدند كه اين نوع چهره پردازي رسانه ها از اسلام، منشاء محروميت مسلمانان از حقوق شهروندي در كشورهاي غربي شده است.(عاملي، منبع اينترنتي)

اين مقاله به بررسی تصوير ارائه شده توسط رسانه هاي غربي درباره اسلام، و تاثير آن بر رابطه اجتماعي مسلمانان ساكن اين كشورها با ساير ساكنان مي پردازد.

 براي پاسخ به اين سئوال، پس از بررسي بازنمايي رسانه اي اسلام و مسلمانان در رسانه هاي غربي، نوع و شكل روابط بين فردي دانشجويان مسلمان ساكن غرب را جويا مي شوم. بدين ترتيب نشان خواهم داد كه بازنمايي جهت دار رسانه هاي غربي از اسلام، چگونه روابط بين فردي مسلمانان را تحت تاثير قرار داده است.

منابع:

- دولت انگليس از شوراهاي محلي مي‌خواهد درباره مسلمانان جاسوسي كنند، خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران (ايرنا)، 16 ديماه 1385 قابل مشاهده در: http://www2.irna.com

- سعيد، ادوارد( 1379) اسلام رسانه ها، تهران:  نشرتوس 

- صلح‌طلبان انگليسي نسبت به "توفان" حملات عليه مسلمانان هشدار دادند، خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران (ايرنا)  http://www2.irna.com: قابل مشاهده در  ، ۸۵/۰۸/۲۷

- عاملي، سعيد رضا، جهاني شدن ها، غربي شدن جهان، اسلامي شدن جهان، اسلام هراسي ومدرنيته بزرگ شده، سايت بانك مقالات جهاني شدن، قابل مشاهده در  http://glo110.blogfa.com 

- نكاتي از گزارش مركز نظارت بر نژاد پرستي و خارجي ستيزي اروپا درباره مسلمانان، خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران (ايرنا)۲۸آذر  13۸۵ قابل مشاهده در:    http://www2.irna.com 

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 19:35  توسط فرزانه نزاکتی  | 

در عصر حاضر كه عصر جهاني شدن است،‏ گسترش صنعت حمل و نقل امكان مهاجرت فيزيكي را تسهيل نموده است. اما اين تنها نوع مهاجرت نيست. در اثر رشد صنعت ارتباطات همزمان، نوع ديگري از مهاجرت ظهور و بروز يافته است كه آنرا مهاجرت مجازي[1] مي ناميم. در مهاجرت مجازي، فرد فضاي فيزيكي اش را تغيير نمي دهد بلكه فضاي مجازي زندگي اش عوض مي شود. اين فرد علاقه دارد ساكن كشور ديگري باشد و در فرهنگ ديگري زندگي كند.

بر اساس پژوهشي كه دكتر سعيدرضا عاملي، عضو هيئت علمي دانشگاه تهران و رئيس موسسه مطالعات آمريكاي شمالي و اروپا، از طريق پرسشنامه آن لاين انجام داده است، اگرچه اغلب ايرانيان فرهنگ ايراني را دوست داشته و خود را شهروند ايراني مي دانند، بيش از 60 درصد آنان تمايلي به زندگي در ايران ندارند. اين آمار نشان مي دهد كه نرخ مهاجرت مجازي در ميان ايرانيان بشدت بالاست.

 اما پديده مهاجرت مجازي را مي توان از زاويه اي ديگر و در مورد آنان كه به دليل ماهيت كار خود مجبور به اين مهاجرت مي شوند نيز بررسي كرد. آ. آنيش[2] در كتاب خود تحت عنوان "مهاجرت مجازي: برنامه سازي جهاني شدن[3]" زندگي آن دسته از شاغلان هندي را مورد بررسي قرار مي دهد كه به دليل كار از طريق اينترنت، تماما با افراد و شركتهاي خارجي سرو كار دارند.

اين كتاب كه در 208 صفحه و در سال 2006 توسط انتشارات دانشگاه دوك به چاپ رسيده است، شامل 7 بخش مي باشد. نويسنده اين كتاب معتقد است: شاغلان در هند براي كاربرد نرم افزار برنامه مي نويسند، بصورت آن لاين نسخه هاي دارويي مي دهند، صاحبان بدهكار كارتهاي اعتباري را اخراج مي كنند، تلفن هاي همراه و قرصهاي رژيمي مي فروشند و چيزي در شركتهايي كه در ديگر كشورها در هر جاي دنيا هستند گرو مي گذارند. در حين استفاده از اين مهارتها و يا مهاجرت كاري به خارج از كشور، اين دسته از شاغلان، شهرهاي هندوستان و نيز كاركردن و زندگي در هند را را بخاطر مي آورند. آ. آنيش نويسنده اين كتاب، اين پديده را مهاجرت مجازي مي نامند. در اين مطالعه، او  بر ظهور فضاي مجازي بين المللي[4] تاكيد مي كند. در اين فضا كار و حجم وسيع داده ها و اطلاعات، مرزهاي ملي را طي مي كنند اما خود شاغلان از كشورشان خارج نمي شوند. نويسنده از طريق تحليل كار برنامه نويسان كامپيوتر در هند كه براي شركتهاي نرم افزاري آمريكايي كار مي كنند، ادعا مي كند كه كار با كدها و داده ها و اتصال به شبكه جهاني، شاغلان را در ميان خدمات داده اي و صفحات كامپيوتر پخش و پراكنده مي كند. به نظر او اين ساختار سازماني مهم، در كنار پديده در حال رشد مهاجرت مجازي بوجود مي آيد. نويسنده در اين كتاب به اين بحث مي پردازد كه اين قانون داده ها[5] يكي از جنبه هاي وخيم جهاني شدن است كه هنوز به درستي كشف نشده است.



[1] Virtual migratiom

[2] A. Aneesh

[3] Virtual Migration: The Programming of Globalization

[4] transnational virtual space

[5]  rule or code

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 اردیبهشت1386ساعت 17:49  توسط فرزانه نزاکتی  | 

با نزديك شدن جوامع به خودآگاهي فرهنگي، اقتصاد و سياست نيز تا حد زيادي فرهنگي شده است. موضوع انرژي هسته اي در ايران صرفا بحثي سياسي يا اقتصادي نيست بلكه ابعاد فرهنگي مهمي نيز دارد.

انرژي هسته اي و انتظارات فرهنگي‌‍

يك سئوال مهم در بعد فرهنگي انرژي هسته اي اينست كه چرا با وجود تبليغات گسترده رسانه ها، ايرانيان توجه كمي به مسئله انرژي هسته اي دارند؟ به بيان ديگر بنظر مي رسد دستيابي به انرژي هسته اي در زندگي فرد ايراني مسئله مهمي تلقي نمي شود. ‌‍

هرگروه اجتماعي داراي تاريخ، ضوابط، خويشاوندي، شيوه اقتصادي، مقررات، مناسك و ... مختص خود است. اين خصوصيات كه فرهنگ يك جامعه را از جامعه ديگر متمايز مي سازد معرف شناسنامه فرهنگي يك جامعه است. گذشته تاريخي، حماسه ها، باورها و سنت ها، عصبيت هاي قومي و... هويت فرهنگي يك جامعه را تشكيل مي دهند.(روح الاميني ص110) اگرچه اغلب ايرانيان به گذشته تاريخي و ميراث فرهنگي خود مي باند واكنش سرد و بي اعتنايي آنها به مسئله هسته اي اينرا به ذهن مي رساند كه گويي ملت ايران براي كسب افتخار، اقتدار و غرورملي ترديد نموده است و ادامه مسير تاريخي كسب اقتدار براي او بي معني است. اين مسئله را مي توان يك تغيير فرهنگي به شمار آورد. تغييرات فرهنگي معمولا در اثر سه جريان مهم اتفاق مي افتند:

 1. افزايش يا كاهش سريع جمعيت

 2. مهاجرت جغرافيايي

3. سركارآمدن يا بركناري يك رهبر سياسي پرقدرت (همان:35)

در اينجا با توجه به جريان سوم، به تبيين تغييرات فرهنگي ايران مي پردازم:

پس از روي كار آمدن سيد محمد خاتمي و قدرت گرفتن جريان اصلاحات، انتظارات فرهنگي ايرانيان دستخوش تغيير شد. تلاش خاتمي در نهادينه كردن مفاهيمي چون جامعه مدني، مشاركت سياسي و آزادي بيان در جامعه ايراني جريان تازه اي ايجاد كرد. گفتمان اصلاحات اگرچه منتقداني داشت و دارد درمدت 8سال گفتمان غالب ايران شد. ملت ايران احساس حرمت انساني نمود و ارزشها و دغدغه هايش تغيير كرد.

انرژي هسته اي و هويت هاي فردي و جمعي

نكته اي كه نبايد از ياد برد اينست كه اگرچه ملت ايران نقدهايي به عملكرد دولت دارد و رضايت عمومي از نظام جمهوري اسلامي پايين است، نمي خواهد بازي بين المللي هسته اي را ببازد.

در اينجا لازم است ميان هويت فردي و جمعي تفكيك قائل شويم. فرد براي كشف هويت خود دوسئوال مي پرسد: من كيستم؟ چگونه بايد عمل كنم؟ اما همين دو سئوال فراروي ملتها نيز وجود دارد: ما كيستيم؟ چگونه بايد عمل كنيم؟

همانطور كه آمد، ملت ايران به گذشته تاريخي خود افتخار مي كند و ماي ايراني را شايسته رسيدن به بالاترين درجات علم و تكنولوژي و كسب قدرت و استقلال مي داند. اين امر سبب مي گردد كه ايرانيان خواستار استفاده از حقوق هسته اي خود باشند.

اما هويت فردي در ايران كه در ارتباط با تجربه زندگي روزمره شكل مي گيرد، بنا به دلايلي آسيب ديده و در موضع ضعف قرار گرفته است. فرد در ايران در معادلات قدرت جايي ندارد. اقتدارطلبي دولت، انحصارگرايي و نبود آزاديهاي سياسي- اجتماعي از يك سو و نرخ بالاي تورم پايين بودن سطح رفاه و آسيبهاي اجتماعي متعدد از سوي ديگر، هويت ايراني را بگونه اي شكل مي دهند كه مسئله انرژي هسته اي دغدغه اصلي او نباشد.

انرژي هسته اي و روابط بين فرهنگي ايران

انرژي هسته اي بعنوان يك عامل ميانجي در روابط بين فرهنگي ايران با ساير ملل جهان نيز تاثيرگذار است. اگر ارتباطات بين فرهنگي را در 4 زمينه ارتباط ملتها، قوميتها، اديان و دنياي مجازي درنظربگيريم، انرژي هسته اي نقش كانالي را دارد كه انتقال پيام ملتها و اديان را تحت تاثير قرار داده است. ارتباطات بين فرهنگي مي تواند هم بر پايه اشتراكات و هم بر پايه تضادها بنا شود. از طريق انرژي هسته اي، ايران هم پيامهاي دوستانه به مللي كه در شرايط مشابه او قرار دارند مي فرستد و هم پيامهايي به ملتهايي كه مخالف توسعه و استقلال ايران هستند و يا از قدرتمند شدن ايران مي ترسند ارسال مي كند. به عنوان نمونه نتايج يك نظرسنجي كه در خبرگزاريbbc آمده، نشان مي دهد كه در اثر تلاشهاي ايران براي دستيابي به فناوري هسته اي، وحشت بسياري از ملتهاي جهان از مردم ايران افزايش يافته است. اين احساس روابط مردم اين كشورها با ايرانيان، بخصوص مهاجران ايراني را تحت تاثير قرارمي دهد.

از سوي ديگر انرژي هسته اي به بهانه اي براي رسانه هاي غربي تبديل شده است كه مسلمانان را درصدد دستيابي به بمب هسته اي و درنتيجه اسلام را به عنوان دين خشونت، جنگ و ترور معرفي كنند. اين امر نيز به ارتباطات فرهنگي مسلمانان ايراني با پيروان ساير اديان در سراسر جهان آسيب مي رساند.

منبع:

روح الاميني، محمود. زمينه فرهنگ شناسي، بي تا بي جا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 11:46  توسط فرزانه نزاکتی  | 

 

به گفته کاستلز در عصر اطلاعات، هویت سرچشمه معنا و تجربه برای مردم است.

3دسته نظریه درباره هویت در فضای مجازی

الف) نظریه حضور اجتماعی (social presence)

اصطلاح حضور اجتماعی از نیمه دهه 70 میلادی رایج شد. 10 سال بعد اسپرول و کسلر دریافتند که ارتباطات کامپیوتری فاقد آن دسته از علائم اجتماعی است که کنشگران را قادر به تشخیص موقعیت روابط بین فردی می سازد. درنتیجه ارتباطات کامپیوتری در یک خلا اجتماعی اتفاق می افتد. جایی که هویتهای فردی افراد محو و ناپدید می شود. افراد گرایش دارند خود را به گونه ای آزادانه تر و بازتر ابراز کنند.

ب) مدلهای سازمانی: نظریه پارادایم شبکه ای ، نظریه ساخت دهی تطبیقی(Network Paradigm & Adaptive Structuration Theory)

پارادایم شبکه ای توجه خود را از افراد به عنوان گیرندگان و فرستندگان مستقل به افراد به عنوان کنشگرانی که درون یک شبکه عمل می کنند معطوف می کند. (رایس 1999) هدف این پارادایم توسعه مدلی است که بتواند رفتار ارتباط گران را در زمینه ساختارهای رابطه ای بسنجد.

نظریه ساخت دهی تطبیقی ریشه در نظریه ساخت یابی گیدنز1984  دارد. این نظریه فرض می کند که گروهها حول کار روزمره اجتماعی که با وظایف و زمینه قرارگیری شان در ارتباط است، شکل می گیرند و انسجام می یابند. (پول و دیسانکتیس 1990) این نظریه رابطه نزدیک تکنولوژی و سازمان را نشان می دهد.

ج) مدلهای اجتماعی- روانی: تئوری کنش واقع ، تئوری موقعیت(Situated Action Theory & Positioning Theory)

 نظریه کنش واقع به کنش نه به عنوان انجام یک برنامه آماده درک بلکه با توجه به تطبیق با زمینه نگاه می کند. ساچمن می نویسد به جای جدا کردن کنش از شرایطی که در آن اتفاق می افتد، باید این موضوع را مورد مطالعه قرار داد که چطور مردم از موقعیت اجتماعی برای توسعه یک کنش هوشمندانه استفاده می کنند. (ساچمن 1987)

تئوری موقعیت، وضعیت یابی ((positioning را جایگزین موضوع سنتی نقشrole)  ) می کند. تفاوت این دو در این است که نقش یک مقوله ثابت و تعریف شده است درحالیکه وضعیت یابی یک پروسه پویاست که در جریان ارتباط شکل می گیرد. (هره و لنگن هو 1991)

بطور کلی این نظریه ها بر پیچیدگی مسئله هویت در فضای مجازی و ارتباط نزدیک آن با زمینه و موقعیت اجتماعی فرد تاکید دارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 فروردین1386ساعت 18:46  توسط فرزانه نزاکتی  | 

پریشب بالاخره اولین کنسرتم رو رفتم. این اولین باری بود که یه کنسرت می رفتم. اونم رفتم یه کنسرت متال!

خلاصه ما بلیط این کنسرت رو که اسمش The Unholy Alliance بود رو سه ماه پیش رزرو کردیم و منتظر بودیم ببینیم وقتش کی می رسه. تو این کنسرت پج تا گروه برنامه اجرا کردند که من بیشتر به خاطر سه تا گروه آخر که معروف تر بودند می خواستم برم: Children of bodom و In Flames و Slayer.

 اما نکته که برای من جالب بود گروه آخر و معروف ترین گروه بود یعنی Slayer.

Slayer رو من خودم زیاد باهاش آشنا نبودم ولی شنیده بودم که از گروه های پرطرفدار و قدیمیه و خیلی از اهل متال می گن گروه های دیگه غیر از Slayer همه الکی و بچه بازی هستن!

وقتی که این گروه برنامه هاشو اجرا می کرد پشتش روی پرده یک سری تصاویر هم پخش می شد که به مضمون آهنگ نزدیک بود. کسانی که موسیقی متال رو تشریح می کنند می گن موسیقی هست که با زوایای تاریک تر روح و روان آدم سروکار داره. وقتی این آهنگ رو گروه روی سن اجرا می کرد پشت سرشون تصاویری از بن لادن، لحظه اصابت هواپیما ها به برج ها، رژه حزب الله و کمربند انفجاری بستن گروه های شهادت طلبانه فلسطینی، یک سری شمایل حضرت مسیح، تصاویری از جمجمه های روی هم تلنبار شده و عبارت «لا اله الا الله، محمد رسول الله» مرتبا پخش می شد. ظاهرا عقیده این گروه ضد دین بودن (از هر نوعیش) هست کما اینکه وسط یکی دیگه از آهنگ هاشون به اسم cult می گن:

Religion is hate

Religion is fear

Religion is war

Religion is rape

Religion's obscene

Religion's a whore

و نکته جالب تر اینکه وقتی یکی دیگه از آهنگ هاشون پخش می شد بعد از اینکه تصاویری مربوط به بمباران هوایی توسط هواپیما ها و جنازه انسان ها پخش می شد، عکس چند نفر در حالی که همه در یک حالت مشابه دست راستشون رو بالا آورده بودند پشت سر هم پخش می شد. فکر می کنید این افراد چه کسانی بودند؟ هیتلر، موسیلینی، پاپ فعلی، جرج بوش و احمدی نژاد!!!

   دیدن این مطلب در وبلاگ Shaniaki، برای اولین بار مرا به فکر بررسی پدیده "اسلام هراسی" انداخت. اسلام هراسی (Islam phobia) همان طور که از اسم آن پیداست به معنی ترس زیاد از اسلام و مسلمانان به دلیل مسائلی چون خشونت و ترور است که رسانه های غربی بخصوص فیلمهای هالیوودی نقش مهمی در شکل دهی و تقویت آن دارند.

  "آرتور جونز" در مقاله ای با نام "بررسی تفکرات قالبی و استانداردهای دوگانه در اسلام هالیوودی با توجه به فیلم "محاصره" به کمک مصاحبه با جرج ایرانی، محقق روابط بین الملل، به بررسی جنبه هایی از پدیده اسلام هراسی و اسلام هالیوودی می پردازد. وی در گفتگو با این عرب مسیحی، به دنبال به چالش کشیدن این فکر قالبی است که همه مسلمانها بنیاد گرا هستند و همه بنیادگراها تروریست.

فیلم محاصره محصول کمپانی فاکس به نحو قابل توجهی بحث تروریسم را در مورد مسلمانان تعمیم می دهد. آرتور جونز معتقد است که محاصره، درست مانند یک فیلم گودزیلایی از مسلمانان افراطی یک هیولا می سازد. در این فیلم، طبق معمول، متعصبان مذهبی مرتکب اعمال تروریستی می شوند. داستان فیلم از این قرار است که آدمربایان آمریکایی یک شیخ عرب را می دزدند. پیروان او هم یک اتوبوس پر از آدم را به همراه خودشان در بروکلی منفجر می کنند. مرد خوبی که برای  اف بی آی کار می کند، دنزل واشینگتن پیگیر این مورد است. ژنرال بد طینت،  بروس ویلز، بروکلی را با ارتش امریکا اشغال می کند. آنت بنینگ دختری که رابط "سمیر"، یکی از افراطی ها است، در این زمان ساختمان اف بی آی در نیویورک را منفجر می کند. جستجو در زمینه این موضوع، تمام عربهای جوان ساکن بروکلی را دربر می گیرد….

جرج ایرانی از قول یک سیاستمدار می گوید: سه نوع اسلام وجود دارد: اسلام هالیوودی، اسلام جرج تون و ساحل غربی (رود اردن)، بیروت، دمشق و کراچی و .... به نظر او اسلام ارائه شده در این فیلم، یک اسلام هالیوودی است. او اولین و ساده ترین پیش داوری این فیلم را مساوی گرفتن کلمه عرب و مسلمان عنوان می کند. درحالیکه 10 میلیون عرب مسیحی هستند و از 2/1 میلیارد مسلمان در جهان تنها 15 درصد آن عرب هستند.

او با تاکید بر نقش کلمات می گوید: وقتی ماشین بمب گذاری شده یک عرب مردم را در اسرائیل می کشد، این تروریسم است اما وقتی باروچ گلدستون مقیم اسرائیل به یک مسجد می رود و دیوانه وار50 نفر را می کشد، ساکنان ساحل غربی (رود اردن) برای گرامیداشت او مجسمه ای می سازند.

درپایان جونز به این موضوع اشاره می کند که در فیلمهایی چون محاصره نقش آمریکاییها در ساخت و ماندگاری گروههای تروریستی تماما در سایه و همچنان نامکشوف است.

فکر قالبی(Stereotyp)چیست؟

   هر تفکر مستلزم نوعی مقوله سازی است که با آن افراد تجربیات خود را دسته بندی می کنند. با وجود این گاهی این دسته بندیها درست شکل نمی گیرند. فردمی تواند درباره موضوعی افکاری داشته باشد که بر اساس داده های مطمئنی شکل نگرفته باشند، بلکه فقط بر اساس قصه و داستان و اقوال دیگران بنا شده باشد. این افکار بدون آنکه صحت و سقم آنها روشن گردد پخش می شوند. از طرف دیگر افکار قالبی تنها به کلیشه های آماده محدود نمی شوند بلکه جنبه های دیگری را در فرایند ارتباطی تحت تاثیر قرار می دهند و بویژه بر نحوه ثبت و ضبط خبر اثر می گذارند. وقتی پیامی در مورد گروهی که فرد عضویت آنرا دارد در میان باشد، شانس بیشتری دارد که به شکل مثبت در حافظه او باقی بماند. والتر لیپمن که این واژه را در علوم اجتماعی وارد ساخت، آنرا در مورد حالت کلی و ساده شده نظرها بکار برد. به نظر این دانشمند، افراد برای صرفه جویی و به منظور احتراز از زحمت اندیشیدن به هر جنبه از واقعیت به افکار قالبی متوسل می شوند.(لازار،1380ص67-68) تعصب اساساً از طریق عقاید قالبی عمل می کند. عقاید قالبی متضمن مقولاتی است که به وسیله آنها ما تجربه خودمان را طبقه بندی می کنیم. اما گاهی این مقولات هم بر پایه اطلاعات غلط و هم انعطاف ناپذیرند. تفکر قالبی اگر از لحاظ محتوای عاطفی خنثی بوده و از منافع فرد مربوط به دور باشد ممکن است بی زیان باشد.(گیدنز ص264) اتکاء به اطلاعات سابق و تعمیم آن به گروه ها و... بخاطر سادگی و سرعت پردازش و فرار از درگیر شدن به تفکر پیچیده است که انسان های گرفتار در دام این نحوه نگرش را وا می دارد که ترجیحا از تصورات قالبی استفاده نمایند. لذا هیچ چشم انداز جدید فراروی شناخت افراد حاصل نمی شود. (شارون، ص12)

در زمینه این موضوع:

_مقاله "ب‍رگ‍ش‍ت‌پ‍ذی‍ری‌ ت‍اری‍خ‍ی‌ اف‍ک‍ار ق‍ال‍ب‍ی‌ اول‍ی‍ه‌: ان‍گ‍اره‌ه‍ای‌ اص‍ل‍ی‌ درب‍اره‌ غ‍ی‍رخ‍ودی‌ه‍ای‌ م‍س‍ل‍م‍ان"

‏نوشته ک‍ری‍م‌ ح‌ ک‍ری‍م‌، درفصلنامه رس‍ان‍ه‌، ش‌ ۵۷، (ب‍ه‍ار ۱۳۸۳): ص‌ ۱۲۱ می تواند کمک کننده باشد.

‏_همچنین دو کتاب "اسلام رسانه ها"  و "پوشش خبري اسلام درغرب" از ادوارد سعید که اولی توسط نشرتوس  در سال1379و دومی توسط دفترنشرفرهنگ اسلامي در سال1378 به چاپ رسیده، شایان توجه است.

منابع این پست:

_شارون، جوئل(1379) ده پرسش از دیدگاه جامعه شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، نشر نی، چاپ سوم

_گیدنز، آنتونی (1378) جامعه شناسی، ترجمه: منو چهر صبوری، تهران: نشر نی، چاپ پنجم

_لازار، ژودیت(1380) افکار عمومی، ترجمه مرتضی کتبی، تهران: نشر نی

_Jones, Arthur (1998) Stereotyping and double standards in `Hollywood Islam' - film "The Siege"; interviewee George Irani, international relations scholar - Interview, available in http://www.ohiou.edu/esl/elective/culture.html

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 فروردین1386ساعت 18:13  توسط فرزانه نزاکتی  | 

رسانه های جمعی در عصر جهانی شدن، زمینه آشنایی با فرهنگهای مختلف و در نتیجه ارتباطات بین فرهنگی را فراهم آورده اند. در این میان سریالهای تلویزیونی پر طرفدار نقش مهمی در این آشناسازی بازی می کنند. شاید شما هم یکی از میلیونها مخاطب سریال جواهری در قصر باشید.

سريال "جواهري در قصر" با نام كره اي "Dae Jang Geumبه کارگردانی Byoung-hoon Lee و با بازی بازیگرانی چون Yeong-ae Lee و Jin-hee Ji و Ri-na Hong ساخته شده و محصول كشور کره جنوبی است. مراحل توليد آن در 15 سپتامبر 2003 آغاز و در 30 مارس 2004 پايان يافته است.

داستان در حدود 500 سال قبل در زمان سلسله Chosun كه كره به نظام انعطاف ناپذير طبقاتي و ساختار اجتماعي مردانه خود مي باليد اتفاق مي افتد. "جواهري در قصر" داستاني واقعي درباره دختري افسانه اي(Jang-Geum)  است كه به نخستين زن پزشك درباري زمان خود تبديل شد. او بر مقام اجتماعي ضعيف خود به عنوان يك دختر سطح پايين در نظام اجتماعي مردانه و تبعيضات اجتماعي غلبه كرد و به مقام آشپز سلطنتي دست يافت و بعدها به پزشك درباري و پس از آن به پزشك مخصوص شاه تبديل شد. او همچنين لقب مخصوص "یان گوم بزرگ"(The Great Jang-Geum) را از شاه دريافت كرد.

سريال جواهری در قصر كه از آن با عنوان «Most Popular Korean Drama of All Time» و «Forever Popular Korean Drama» به معناي «محبوبيت ترين درام كره اي تمام دوران» ياد مي كنند يكي از پرطرفدارترين سريال هاي تاريخ اين كشور است. در توضیح این محبوبیت همین بس که این سریال در کره جنوبي به رکورد تاريخي 57.8 درصد تماشاچي رسيد و در تايوان به پربيننده ترين سريال تلويزيوني تبديل شد. در هنگ کنگ اين سريال از جمعيت 6.9 ميليون نفري اين کشور نظر 3 ميليون نفر يعني حدود 49 درصد از کل جمعيت اين کشور را جلب کرد.

همچنين در يك نظرسنجي كه در تاريخ 11/1/2007 در بين 3000 هزار شركت كننده ژاپني براي تعيين برترين فيلم و سريال كره اي برگذار شد اين سريال با 36 درصد آرا رتبه اول و «زمستان سوناتا» با 19 درصد آرا دوم شد. امتياز كاربران به اين سريال در سايت IMDb ) تا اين لحظه) برابر با 9 از ۱۰ است و اين در حاليست كه محبوب ترين فيلم اين سايت امتيازي برابر با 9.1 دارد.

همچنين در سايت سيماي ايران نيز اين فيلم تا بحال با مجموع 164 هزار و 195 راي در رتبه ي دوم سريال ها و فيلم هاي حال حاضر سيماي ايران قرار دارد.

 در طول سريال بينندگان ضمن دنبال کردن داستان و سرگذشت شخصيت اصلي، با شرايط تاريخي و شيوه هاي درماني آن زمان در کره آشنا مي شوند. همچنين بينندگان تحت تاثير حس همدلي، انسان دوستي و دلسوزي گوام در شرايط مختلف قرار مي گيرند.

بدین ترتیب سریال جواهری در قصر نه تنها مخاطب را با غذای کره ای آشنا می کند بلکه فرهنگ کره ای را نیز به نمایش می گذارد. آشنایی با انواع و شیوه طبخ غذای سنتی یک کشور باب گفتگوی فرهنگی را می گشاید. نوع غذایی که مردم یک کشور به آن خو گرفته و از آن استفاده می کنند خود می تواند بیان کننده بسیاری از نکات فرهنگی باشد. انتخاب غذای تند و پر ادویه، چرب، خام، گیاهی،  سنگین، مقوی یا سالم در فرهنگ غذایی یک کشور برای مخاطب حامل پیام است.

 اما ارتباطات غذایی به اینجا ختم نمی شود. وقتی یک رستوران سنتی در کشوری بیگانه شروع به کار می کند علاوه بر نوع غذا می تواند با استفاده از آداب سرو غذا نوع لباس و طرز برخورد پیش خدمتها معماری و تزئینات داخلی فضای رستوران و موسیقی و ... با مشتریان رستوران ارتباط برقرار کند و درباره عناصر فرهنگی کشور خود با آنها به تعامل بپردازد.

به عنوان نمونه سبک زندگی که شامل مجموعه ای از شیوه های رفتار حالات و سلیقه ها است می تواند از طریق تعامل با مشتریان در اینگونه رستورانها شناخته شود. برخی اندیشمندان مانند چنی[1] اعتقاد دارند که سبک زندگی مهمترین منبع هویت هر جامعه است. سریال جواهری در قصر علاوه بر معرفی غذاهای سنتی شرق آسیا سخت کوشی مهمان نوازی و تواضع نظم دقت و سرعت عمل را نیز بعنوان ارزشهای شرقی به مخاطبان جهانیش معرفی می کند.

یک آلترناتیو برای مک دونالد

با وجود گسترش روز افزون شعبات و تبلیغات چشمگیر رستورانهای مک دونالد، ساخت چنین سریالهایی ارائه یک آلترناتیو شرقی در مقابل مک دونالد غربی  محسوب می شود. درآمد جهاني مك دونالد اكنون به چهل ميليارد دلار در سال نزديك شده است. اين شركت بيش از سي هزار رستوران در صد و نوزده كشور جهان دارد و مترادف فرهنگ، سرمايه داري و به نقل بعضي از منتقدان، امپرياليسم خوراكي آمريكايي است.

در دهه 1980 كه دولت آمريكا سياست خارجي خود را با جديت پيگيري مي كرد، مك دونالد نيز در آلمان، فنلاند، ژاپن، استراليا، گوام، تايلند، ونزوئلا و پاناما رستوران داير كرد. در سال 1985، قوسهاي طلايي رستورانهاي اين شركت را مي شد در چهل و سه كشور ديد و با ذوب شدن يخهاي جنگ سرد، همبرگرهاي داغ مك دونالد سفير ارزشهاي ايالات متحده شد. كارشناسان افتتاح اولين رستوران مك دونالد در مسكو در سال هزار و نهصد و نود را به منزله برافراشته شدن پرچم سرمايه داري در سرزمين بازمانده اتحاد جماهير شوروي تلقي كردند. گزارشات دیگری نشان می دهد که طي يكسال گذشته به طور متوسط ماهانه چهار ميليون نفر از رستورانهاي مك دونالد در مالزي استفاده كرده اند كه اين رقم در يكسال معادل چهل و هشت ميليون نفر مي شود. فروشگاههاي مك دونالد كه خود را در مالزي بسيار موفق مي بينند، سالانه بين هشت تا ده شعبه جديد در اين كشور افتتاح مي كنند. در حال حاضر و پس از گذشت بيست و چهار سال از ورود مك دونالد به مالزي اين شركت در اين كشور صد و هفتاد و سه شعبه داير نموده است. تدابير ويژه از جمله ارائه غذاهاي حلال و كادر كاملا مسلمان باعث شده تا جداسازي هاي ديني كه معمولا فروشگاههاي مواد غذايي و رستورانهاي چيني و ژاپني با آن روبرو هستند، شامل حال مك دونالد نشود.

اما توجه به سلامت غذا تازه و طبیعی بودن آن و تنوع غذایی که در سریال جواهری در قصر برآن تاکید می شود، در مقابل توجه صرف رستورانهای مک دونالد به سرعت آماده سازی و طعم قرار دارد.

سفره خانه ایرانی

در مقابل رستورانهای سنتی چینی، هندی یا مکزیکی و غذاهای آماده مک دونالد، در ایران سفره خانه سنتی وجود دارد. در كتاب "تاريخ اجتماعي تهران در قرن سيزدهم[2]" اثر جعفر شهري به مكاني به نام سفره‌خانه اشاره‌اي نشده است اما درتعريف قهوه‌خانه آمده است: قهوه خانه يكي از تفريحگاهاي مردم تهران بود، محلي كه همه گروه افراد را به طرف خود كشيده و براي هر دسته تفريحات و سرگرمي‌هاي مخصوص شان را فراهم مي نمود، در قهوه‌خانه موارد ديگري مانند نقالي و تعزيه خواني و نوحه خواني روضه خواني و يا مجالس شعر خواني و مشاعره و غزل خواني و بعضي اوقات محفل "سخنوري" فراهم بود.

بنابراين شايد به تعريفي سفره‌خانه‌هاي امروزي را بتوان ادامه همان قهوه خانه‌هاي قديم دانست كه البته اكنون هيچ اثري از اين موارد در سفره‌خانه‌هاي سنتي ديده نمي‌شود. در كتاب مذكور درخصوص صورت قهوه‌خانه چنين آمده است: قهوه‌خانه‌هاي مسقف داراي سالن‌هاي زمستاني بزرگ بودند كه با قاليچه‌هاو گليم و نمد مفروش شده، از در و ديوار وسقف و ستون كه به انواع پرده‌ها و عكس و شمايل‌ها و پوست، تبرزين، كشكول‌ها و حتي علم و كتل و بيدق‌ها آراسته شده بود. همراه صداي پرندگان خوش نوا كه محيط را جذاب تر مي‌نمود.

هركدام‌از موارد نقالي يا تعزيه و مرثيه خواني مي‌توانند نمودي از فرهنگ و سنت‌هاي گذشته ما باشند كه نسل به نسل منتقل شده‌اند و البته شايد نسل امروزي در زنده نگه داشتن اين سنت‌ها زياد تلاش نكرده‌اند. يك سفره‌خانه مي‌تواند جايي باشد كه درآن بتوان با قسمتي از فرهنگ جامعه آشنا شد. شاید تصور شود که اینگونه مکانها در خارج از ایران طرفداری ندارند. اگرچه رستورانهای ایرانی در کشورهای خارجی یکی پس از دیگری ورشکست شده اند، اما این به معنای ورشکستگی فرهنگ ایرانی نیست. در صورتیکه با یک نگاه کارکردی شروع به شناخت فرهنگ اصیل ایرانی کنیم و عناصر آنرا با نیازهای روز بشر تطبیق دهیم، شاهد شکوفایی این فرهنگ در عرصه جهانی خواهیم بود.

 



[1] Chaney